طبيعت طبيب بيماران
از ديدگاه جرجاني


در كتاب ذخيره خوارزمشاهي و ديگر كتب طبي واژه‎هايي وجود دارند كه مستقلاً در جايي نيامده و توضيح كافي راجع آنها داده نشده است. اگر اين واژه‎ها رمزگشايي شوند بسياري از مباحث پيچيده طب واضح و آشكار خواهد شد. يكي از اين واژه‎ها كلمه طبيعت است.
براي مشخص شدن اهميت طبيعت بهتر است چند جمله از كتب گرانمايه جرجاني را بخوانيم و سپس قضاوت كنيم. جرجاني در كتاب اغراض الطبيه چنين مي‎گويد:
«جزو علمي آن است كه بداند كه طبيعت را چگونه ياري توان دادن و تن درستي چگونه نگاه توان داشت و بيماري چگونه زايل توان كرد و اسباب هر دو چگونه نگاه بايد داشت. هر شخصي كه اين معاني بدين جمله بداند طبيب تمام باشد». 1
يا در جاي ديگر همان كتاب مي‎گويد:
«منفعت علم طب ياري دادن طبيعت است». 2
در گفتار سوّم ، شناختن بحران در كتاب ذخيره خوارزمشاهي بين سطر 9 تا سطر 25، 16 مرتبه كلمه طبيعت آمده است. 3
راستي معني و مفهوم طبيعت در كلام جرجاني چيست؟!
طبيعت چيست كه اگر كسي راه ياري دادن آن را بداند طبيب تمام است و منفعت علم طب ياري دادن آن است؟
اوّل از همه بايد بدانيم مفهوم طبيعت نزد اطباء چيست.
خداوند در بدن آدمي نيرويي گمارده است تا بيماري را دفع و صحّت را برقرار كند اين نيرو با شيوه‎هاي مختلفي همچون تب، تعريق، اسهال، قي، بثوارت پوستي و غيره قادر است به خودي خود و با ملايمت به گونه‎ا‎ي كه ضرري به بدن وارد نشود بيماري را دفع كند اين نيرو را اطباء قديم طبيعت مي‎ناميدند.
در مورد اين نيرو تعابير مختلفي به كار رفته است كه براي روشن شدن موضوع به برخي اشاره مي‎كنيم ؛
بقراط حكيم براي شفاي بيماريها طبيعت را كافي دانسته و گفته است:

«الطبيعه كافيه في شفاء الامراض طبيعت خود كافي است در بهبود بخشيدن بيماريها». 4
در كتاب جالينوس الي غلوقلن آمده است.
«طبيعت به معني نيروي تدبيركننده بدن است». 5
و رازي در مورد طبيعت بدن مي‎گويد:
«الطبيعه اكبر الاطباء طبيعت بزرگ‎ترين طبيب است». 6
و ابن هندو در كتاب مفتاح الطب و منهاج الطلاب چنين آورده است:
«خداوند در بدن آدمي كارگزاري قرار داده كه صحت و سلامتي آن را حفظ مي‎كند». 7
8حال اين سؤال پيش مي‎آيد كه اگر در بدن آدمي يك چنين موهبت اللهي وجود دارد كه قادر است صحت را در بدن ايجاد كرده و دفع بيماري كند پس جايگاه طبيب و علم طب كجاست ؟
جرجاني در اوّل كتاب اغراض الطبيه به اين سؤال جواب داده و مي‎گويد:
«منفعت علم طب ياري دادن طبيعت است». 9
پس علم طب از نظر جرجاني براي ياري دادن طبيعت است .
جرجاني جاي ديگري در همان كتاب مي‎گويد :
«جزو علمي آن است كه بداند طبيعت را چگونه ياري توان دادن». 10
پس از نظر جرجاني طبيب بايد در دو قسم طب يعني علمي و عملي طبيعت را بشناسد.
در جزء علمي بايد طبيعت را و آنچه منسوب به طبيعت است كه از آن تعبير به امور طبيعه مي‎شود بشناسد . اين امور عبارتند از : اركان، مزاج، اخلاط، اعضاء، ارواح، قوا و افعال . جرجاني در كتاب ذخيره چنين مي‎گويد :
«پس هرگاه كه طبيب خواهد كه جزء علمي از علم طب تمام بداند بايد كه هر چه تن مردم را طبيعي است بشناسد و هر چه نا طبيعي است بشناسد» 11
اين مربوط مي‎شود به بخش علمي طب يعني اصول و مباني ، اما در مورد بخش عملي طب ، جرجاني در كتاب اغراض الطبيه چنين آورده است :
«جزو عملي آن است كه بداند طبيعت را چگونه ياري توان دادن». 12
طبق نظريه جرجاني كار طبيب در بخشي عملي چيزي جزء ياري دادن طبيعت نيست ، ودر حقيقت طبيب خادم طبيعت است.
اطباء ديگري موافق اين نظريه گفته‎هايي داشته‎اند كه بعضي از آنها ذكر مي‎شود.
ابن ماسويه مي‎گويد:
«سزاوار است كه پزشك همانند فعل طبيعت را به وجود آورد هر چند كه درمان به داراز كشد و دشوار باشد، و درمان خود را بر غير تدبير طبيعت قرار ندهد زيرا كه آن همچون كيميا، فريبي بيش نيست». 13
بقراط نيز گفته است:
«طبيب خدمتكار طبيعت است». 14
طبيب در بخش علمي بايد طبيعت و امور مربوط به آن را بشناسد و در بخش عملي بايد شيوه‎هاي عملكرد طبيعت و نحوه ياري دادن به آن را بداند.

نحوه عملكرد طبيعت
طبيعت بدن به شيوه‎هاي مختلفي قادر است بيماري را از بدن دور نمايد . اين شيوه‎ها بسته به نوع بيماري مختلف مي‎باشند.
طبيب حاذق كسي است كه بيماري و سير مراحل مختلف آن را به خوبي بداند و از نحوه عملكرد طبيعت در آن بيماري آگاه باشد تا بتواند به طبيعت كمك كرده و بيماري را درمان كند.
براي روشن شدن نحوه عملكرد طبيعت و چگونگي كمك طبيب به طبيعت جهت دفع بيماري مثالي مي‎آوريم.
وقتي خون دچار آلودگي شود طبيعت بدن آماده دفع اين مشكل مي‎شود و اين مواد به صورت دمل در زير پوست ظاهر مي‎شود، سير بيماري به صورت طبيعي به اين‎گونه است كه اگر دمل كوچك باشد پس از مدتي تحليل رفته و از بين مي‎رود و اگر دمل بزرگ باشد پس از مدتي سرباز كرده و ماده آن بيرون ريخته و مريض آسوده مي‎شود.
طبيب در اين‎حال بايد اول رفع سبب كند تا اين مسئله دوباره تكرار نشود و سرچشمه آلودگي را از بين ببرد.
اين كار بايد تا جايي كه ممكن است با تدبير امور و غذا صورت گيرد و در صورتي كه نتيجه‎اي نبخشيد با دارو و يكي از شيوه هاي درماني كه از طبيعت الهام گرفته مانند : قي ، اسهال ، دلك ( ماساژ ) ، معرقات ، مدرات ، منضجات ، مفتحات و ... استفاده كند تا بيماري مرتفع گردد. كار طبيب اين است كه دمل را از بين ببرد، و اينجا است كه شيوه مورد استفاده طبيب بايد موافق با طبيعت باشد يعني همان‎گونه كه اگر دمل كوچك بود به صورت طبيعي تحليل مي‎رفت طبيب نيز بايد به طبيعت كمك كند تا دمل به تحليل برود كه اين كار به وسيلة ادويه محلله صورت مي‎گيرد.
امّا اگر دمل بزرگ بود و قابل تحليل نبود ، طبيعت سعي در دفع آن مي‎كند و طبيبي كه خادم طبيعت است در اين كار به او كمك خواهد كرد به اين صورت كه ابتدا از ادويه رادعه كمك مي‎گيرد تا مواد ديگر به آن عضو نريزد سپس از ادويه منضجه كمك مي‎گيرد تا ماده درون دمل نضج يابد و سپس از ادويه منفجره استفاده مي‎كند تا دمل سرباز كرده و ماده دفع شود.
شيوه جرجاني عملاً به اين‎گونه بوده است و اين شيوه را در كتب خود تصريح كرده است.
جرجاني در باب ششم از گفتار پنجم با چنين سرفصلي آغاز به گفتار كرده است:
«اندر ياري دادن طبيعت را تا آبله و حصبه او زود بيرون آرد». 15
و در باب سوّم از گفتار دوّم آورده است :
«اگر ماده آماده دفع است طبيعت را بر دفع ماده ياري دهد و اگر آماده نيست طبيعت و قوه مغيره را براي نضج ماده ياري دهد». 16
حال كه معني طبيعت آشكار شد و كار طبيب مشخص گرديد استفاده‎هاي ديگري از اين رمزگشايي مي‎توان نمود كه از آن جمله بحثي است كه به صورت مختصر خواهيم آورد.
گفتيم كه علم طب يعني شناخت راهكارهاي طبيعت و كار طبيب كمك كردن به طبيعت تا سير بيماري سريع‎ و صحيح تر انجام شود و بيمار به بهبودي برسد.
هر دارو و هر فعلي كه در اين چهارچوبه تجويز شود موافق طب سنتي است و طبيب حاذق كسي است كه با تدبير امور، غذا و دارو بتواند به بهترين صورت اين كار را انجام دهد.
در اين چهارچوب تنظيم شده هرگز طبيب محدود و منحصر به استفاده از داروهاي ذكر شده در باب معالجات نيست بلكه بحث معالجات نوشته شده تا تجربه گذشتگان و راهي كه سالها مورد آزمايش قرار گرفته براي طبيب مشخص شود.
همانگونه كه نفيس ابن عوض كرماني در شرح موجز متذكر شده و مي‎گويد:
«تسهيلا للامر علي المعالج». ***
باب معالجات ذكر شده تا كار معالجه راحت‎تر صورت گيرد و وقت مريض و طبيب تلف نشود. از نظر تجويز دارو بسياري بر اين باورند كه كار جرجاني و امثال او چون رازي و بوعلي تنها تجويز گياهان دارويي بوده و آنان اين طب را گياه درماني مي‎نامند ، در حالي كه چنين نمي‎باشد . جرجاني از مواليد ثلاث يعني گياهان، حيوانات و معدنيات در درمان بيماريها كمك مي‎گرفته است . جرجاني بيش از صد ماده شيميايي را در نسخه‎هاي خود تجويز كرده كه اين مواد شيميايي بعضي به صورت صناعي يعني ساخته كارگاهي بوده و بعضي به صورت طبيعي در طبيعت موجود بوده است.
به عنوان نمونه مي‎توان برخي از اين مواد را نام برد:
زنگار توتيا سنباده
توفال مس خبث الحديد ابگينه
سرب سوخته شنجرف زيبق
زاك سياه زر گل مختوم
قلقطار سيم گل شاموس
قلقديس نوشادر كهربا
روي سوخته موميا حجر ارمني
سرنج زرنيخ زرد حجر لاجورد
گل ارمني ياقوت زرنيج سرخ
مردار سنگ زاك كفشگران بوره
شادنج عدسي زاك سوخته سفيداب
آهك شب يماني اقليميا

پس ما مي‎توانيم بگوييم از ديدگاه جرجاني ، استفاده از مواد شيميايي در درمان ممنوعنيست بلكه محدود در چهارچوبه قوانين طب سنتي است .

1 . سيد اسماعيل جرجاني ، اغراض الطبية ، ص 8 .
2 . سيد اسماعيل جرجاني ، اغراض الطبية ، ص 7 .
3 . سيد اسماعيل جرجاني ، ذخيره خوارزمشاهي ، ص 215 .
4 . الطبيعه هي شافيه للامراض ، جالينوس الي اغلوقلن، ص 7 .
5 . انما يريد بذلك القوة المدبرة للبدن ، جالينوس الي اغلوقلن، ص 7 .
6 . الطبيعه اكبر الاطباء، رازي الفصول ، بند 365 ، ص 119 .
7 . ابن هندو مفتاح الطب ومنهاج الطلاب ، ص 223 .
8 . سيد اسماعيل جرجاني اغراض الطبيه ، ص 7 .
9 . سيد اسماعيل جرجاني، اغراض الطبية ، ص 8 .
10 . سيد اسماعيل جرجاني، ذخيره خوارزمشاهي ، ص 4، س 26 .
11 . سيد اسماعيل جرجاني، اغراض الطبية، ص 8 .
12 . ابن هندو مفتاح الطب ومنهاج الطلاب نقل از نوادر الطبيه ، ص 21 .
13 . ابن هندو مفتاح الطب و منهاج الطلاب ، ص 20 .
14 . سيد اسماعيل جرجاني، ذخيره خوارزمشاهي ، ص 282 ، س 26 .
15 . سيد اسماعيل جرجاني، ذخيره خوارزمشاهي ، ص 214 ، تلخيص ، س 19 تا 21 .
16 . نفيس ابن عوض كرماني، شرح موجز، ص 1 .